هر کس مرا طلب کند، بیابد و هر کس مرا بیابد، دریابد و هر کس مرا دریابد، دوست بدارد و هر کس مرا دوست بدارد، عاشقم شود و هر کس مرا عاشق شود، عاشقش شوم و هر که من عاشقش باشم، جان از او بستانم و هر که را من جان بستانم، خونبهایش بر من است و هر که خونبهایش بر من باشد، بهایش خداوندیم باشد.مَن طَلَبَنی، وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی، عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی، اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی، عَشَقنَی وَ مَن عَشَقتَنی، عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقتَهُ، قَتَلتَهُ وَ مَن قَتَلتَهُ، فَعَلّی دیَتَهَ وَ مَن دیَتَهُ عَلَیّ
برچسب:
نویسنده: رویا نیکفر
دل پر از افغان و ظاهر خالی از جوشیم مااز سخن لبریز و از گفتار خاموشیم ما
تا به بر گیریم هر دم تیر تقدیر تو راجمله اعضا چون کمان پیوسته آغوشیم ماچون تن آیینه پنهان در لباس جوهریمگرچه در ظاهر ز عریانی نمد پوشیم ماحرف بسیار است اما رخصت گفتار نیستبر سر چندین هزار اسرار سر پوشیم مانزد اهل دل زباندانی نمیدانم که چیستهرکجا قصاب حرفی بگذرد گوشیم ماقصاب کاشانی
برچسب:
نویسنده: رویا نیکفر